کپشن از فریدون مشیری

فریدون مشیری آینه تمام نمای وطن دوستی و انسان گرایی است. در این قسمت از کپشن اینستاگرام در سایت استوری گرام کپشن از فریدون مشیری را برایتان قرار قرار داده ایم. کپشن از صادق هدایت و کپشن از حسین پناهی و همچنین کپشن از نرگس صرافیان را نیز ببینید.

شعر برای کپشن از فریدون مشیری

به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست…

و دلم غرق تمنای کسی هست که نیست….

همه شهر به دلدادگی ام می خندند ….

که فلانی شده از چشم کسی مست، که نیست….

تو به من گفتی از این عشق حذر کن» … آری ..

و تو گفتی که ره عشق تو سخت است، که نیست …

مدتی هست به دلسوزی خود مشغولم ..

که دلم بند نفس های کسی هست که نیست…

******

بی تومهتاب شبی باز ازآن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم”
*****

گرمیِ آتش خورشید فسرد
مهرگان زد به جهان رنگِ دگر
پنجه‌ی خسته‌ی این چنگیِ پیر
ره دیگر زد و آهنگ ِ دگر

زندگی مرده به بیراه زمان
کرده افسانه‌ی هستی کوتاه
جز به افسوس نمی‌خندد مهر
جز به اندوه نمی‌تابد ماه!

باز در دیده‌ی غمگین ِ سحر
روح بیمار طبیعت پیداست
باز در سردی لبخند غروب
رازها خفته ز ناکامی‌هاست

شاخه‌ها مضطرب از جنبش باد
در هم آویخته، می پرهیزند
برگ‌ها سوخته از بوسه‌ی مرگ
تک تک از شاخه فرو می‌ریزند

می‌کند بادخزانی خاموش
شعله‌ی سرکش تابستان را
دست مرگ است و ز پا ننشیند.
تا به یغما نبرد بستان را

دلم از نام خزان می لرزد
زان که من زاده‌ی تابستانم
شعر من آتش پنهان من است
روز و شب شعله کشد در جانم

می‌رسد سردی پاییز حیات
تاب این باد بلاخیزم نیست
غنچه‌ام غنچه‌ی نشکفته به کام
طاقت سیلی پاییزم نیست!

******
به خارزار جهان گل به دامنم با عشق
صفای روی تو تقدیم می‌کنم با عشق
درین سیاهی و سردی بسان آتشگاه
همیشه گرمم همواره روشنم با عشق
‌*****
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن
ندارم جز زبانِ دل، دلی لبریز مهر تو،
ای با دوستی دشمن!
◽️
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی‌ست
زبان قهر چنگیزی ست
◽️
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن _شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر گر که می‌خوانی مرا،
بنشین برادر وار

تفنگت را زمین بگذار،
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان‌کُش برون آید.
◻️
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده‌ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت،
این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق‌گویی و حق‌جویی
و حق با توست
ولی حق را ــ برادر جان ــ
به‌زور این زبان نافهم آتش‌بار
نباید جست!
◽️
اگر این بار شد
وجدان خواب آلوده‌ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار…

******


درخت ها همه چشم انتظار بارانند
اگر درنگ كنى ، خشكسال مى آيد
*****
مانده ام خیره به راه نه مرا پای گریز مه مرا تاب نگاه…..
******

کاش به من میگفتی چیست در خنده ی بی حاصل موج که آسمان ابر آلوده را قابی کهنه میگیرد سراینده هومن اولیایی
*****

آه … ای دل آزرده ! در این هستی کوتاه

آتش به سرم می رود از آه بلندت

جام در صدف شعر ، گهر کردی و گفتی

صاحب نظرانند ، پشیزی بخرندت

ارزان تر از هیچ گرفتند و گذشتند

امروز ندانم که فروشند به چندت

جان دادی و درسی یاد گرفتی

ارزان تر از این درس محبت ندهندت

******

گفته بودی ک چرا محو تماشای منی…!
آن‌چنان مات ک حتی مژه بر هم نزنی..!
مژه بر هم نزنم تا ک ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی…!
*****
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

*****

همرنگ گونه های تو مهتابم آرزوست
چون باده ی لب تو می نابم آرزوست

ای پرده پرده ی چشم توام باغ های سبز
در زیر سایه ی مژه ات خوابم آرزوست

دور از نگاه گرم تو ، بی تاب گشته ام
بر من نگاه کن ، که شب و تابم آرزوست

تا گردن سپید تو گرداب رازهاست
سر گشتگی به سینه ی گردابم آرزوست

تا وارهم ز وحشت شب های انتظار
چون خنده ی تو مهر جهانتابم آرزوست

******
هر روز اگر یک بوسه مهمان تو باشم
عمری به شیرینی غزل خوان تو باشم

با من اگر پیمان نگهداری به یاری
من تا نفس دارم به پیمان تو باشم

عشق تو شد فرمانروای هستی من
تا هر چه فرمایی به فرمان تو باشم

گر در تو حیران مانده ام بر من ببخشای
من ، دوست می دارم که حیران تو باشم

حیران چشمان تو بودن رستگاری ست
بگذار تا حیران چشمان تو باشم.

******
گوش کن
خاموش ها گویاترند ؛
در خموشی های من فریاد هاست !
آن که دریابد چه‌میگویم کجاست؟
******
تو که بالا بلند و نازنینی
تو که شیرین لب و عشق آفرینی
در آن لب های افسونگر چه داری؟
در آن دل غیر شور و شر چه داری؟
چنین با مهربانی خواندنت چیست؟
بدین نامهربانی راندنت چیست؟
دل من تاب تنهایی ندارد
دل عاشق شکیبایی ندارد

درباره‌ی storygra

همچنین ببینید

کپشن تولدت مبارک دخترم

کپشن تولدت مبارک دخترم

اگر دنبال یک کپشن و متن عاشقانه برای دختر خود برای اینستاگرام هستید در این …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.